نقش فعاليت هاي کشاورزي در توسعه روستايي (دهستان سردارآباد، شهرستان شوشتر)
مقدمه
بيشتر مورخان ومحققان در اين باره همفکر هستند که تاريخ تمدن بشري با کشاورزي آغاز شده است تا بدان جا که واژه لاتين (culture) که هم به معني فرهنگ وهم به معني کاشتن است، نشانگر وجه تسميه کشاورزي با فرهنگ تمدن است(وهابي،1382،ص188).
بخش کشاورزي به عنوان يکي از بخش هاي مهم در فرايند توليد، همواره جايگاه ويژه اي در اقتصاد جهاني داشته است. به ويژه پس از وقوع شوک هاي نفتي دهه هفتاد که منجر به رکود اقتصادي در جهان غرب گرديد، توجه به کشاورزي وفرآورده هاي آن به عنوان يک عامل مهم در رشد وتوسعه اقتصادي معطوف گرديد، با توجه به اينکه ايران داراي توان بالقوه منابع طبيعي وتنوع گسترده آب وهوايي مي باشد، بخش کشاورزي مي تواند تعيين نقش واهميت فوق العاده اي در فرايند توسعه اقتصادي داشته باشد(عسکري،1382،ص216). با توجه به اين که توسعه روستايي راهبردي است جهت بهبود زندگي اجتماعي واقتصادي روستاييان فقير وچون هدف از توسعه روستايي کاهش فقر است بايد افزايش توليد وقدرت توليدي را مشخصاً به دنبال داشته باشد. اين راهبرد با مدرنيزاسيون وپولي کردن جامعه روستايي و نيز انتقال آن از انزواي سنتي واتصال ملي ارتباط دارد، بنابراين هدفهاي توسعه روستايي فراتر از هر بخش ويژه اي گسترش مي يابد، اين هدفها بهبود وضع توليد، افزايش اشتغال و تأمين حداقل قابل قبولي از غذا، مسکن، آموزش و بهداشت را شامل مي شود.
با توسعه فعاليتهاي کشاورزي وصنايع وابسته به آن در نواحي روستايي مي توان به اهداف مذکور دست پيدا کرد وباعث توسعه اقتصادي کشور شد، زيرا توسعه روستايي زيربناي توسعه منطقه اي وملي مي باشد.
مباني نظري
براي مفهوم توسعه کشاورزي نظير ديگر مفاهيم تعاريف متعددي مي توان يافت. در اين فرآيند هدف، رسيدگي و ارايه خدمات متنوع به زارعين گوناگون اعم از کوچک، متوسط و بزرگ است. توسعه کشاورزي را مي توان فرآيندي در راستاي تسهيل محدوديت ها و کاهش موانع دانست که بر اثر عرضه کشش ناپذير زمين و نيروي کار بر جريان توليد تحميل مي گردد(طالب،1384،ص 229).امروزه يکي از اهداف مهم توسعه روستايي ارتقاء ظرفيت ها و بهره وري بخش کشاورزي از طريق سياست هاي ساختاري به منظور بهره برداري از مزيت هاي رقابتي محصولات کشاورزي است. در سياست هاي ساختاري تاکيد بر بازساخت کشاورزي از اعمال کشت فشرده، نوسازي کشاورزي، افزايش بهره وري، حمايت از چشم انداز محيطي و نيز حمايت همه جانبه از توليدات داخلي با توجه به مزيت هاي نسبي محلي و منطقه اي مورد توجه است(Oecd,2003,5). نظريه پردازان توسعه در دهه 1960 به رشد کشاورزي به عنوان عامل اصلي توسعه يک ملت مي نگريستند. براي مثال آرتور لويز [1] در سال 1954 نوشت « اگر کشاورزي در رکود باشد، بازار راکد مي شود و توسعه بقيه بخش هاي اقتصاد را هم مختل مي کند. چنانچه توسعه کشاورزي ناديده گرفته شود، توسعه ساير بخش ها هم بسيار دشوار مي شود. اين اصل بنيادي رشد متوازن است(فائو و يونسکو،1384،ص60) برنامه هاي توسعه کشاورزي و مناطق روستايي براي دست يابي به اهداف توسعه روستايي بسيار مهم است. ارايه پيشرفت فني و علمي در اغلب کشور هاي در حال توسعه مستلزم برنامه هاي توسعه موثر است رويکرد هاي جديد در گسترش خدمات در متشکل کردن ساير اجزاء همچون فناوري ها، نهاده هاي نوين، اعتبار و کارآيي کارکرد بازار محصول به نفع بهره وري موفق در کشاورزي مهم خواهد بود(بانک جهاني،1384، 141).
توسعه کشاورزي نقش عمده اي در اقتصاد کشور هاي در حال توسعه از طريق کاهش فقر، کاهش شکاف درآمدي جمعيت شهري و روستايي و نيز افزايش درآمد و بهبود کيفيت زندگي توليد کنندگان روستايي دارد( فائو، 1384). در استراتژي توسعه با تاکيد بر بخش کشاورزي کوشش بر آن است که با شکوفا کردن بخش کشاورزي و محور قرار دادن آن، ماشين عظيم رشد و توسعه به حرکت درآيد. در مباحث تئوريک، دلايل ذيل مبناي طرح چنين الگويي است.قسمت اعظم جمعيت و نيروي کار کشورهاي توسعه نيافته در بخش کشاورزي متمرکز شده است. به علاوه، درصد بزرگي از توليد ملي کشورهاي فوق به بخش کشاورزي تعلق دارد. بنابراين اين بخش با توجه به ويژگيهايي که ارائه شده، داراي ظرفيت بالقوه و پتانسيل کافي براي رشد و توسعه ميباشد.
تأمين مواد غذايي درصورتي امکانپذير است که بخش کشاورزي کارآمد و فعال باشد. در اين صورت، موادغذايي مورد نياز از خارج وارد ميشود. از آنجايي که مواد غذايي با حيات ملتها سروکار دارد و وابستگي غذايي نه تنها خطرناک است و امنيت ملي را تهديد ميکند، بلکه منجر به خروج ارز زياد نيز ميشود، لذا ضروري است که اين بخش مورد توجه بيشتري قرار گيرد)ملکي،1385،172).
|
توسعه کشاورزي |
|
توسعه اجتماع محلي |
|
توسعه روستايي يکپارچه |
|
نوسازي اجتماع و اقتصاد روستا |
|
مدل گسترش سطحي مدل حفاظت از منابع مدل تأثير شهري - صنعتي مدل پخش مدل نهاده هاي پربازده مدل نوآوري القايي
|
نمودار1: الگوي توسعه کشاورزي
منبع : ( زاهدي مازندراني ، 1385،142)
روش تحقيق
روش تحقيق در پژوهش حاضر با توجه به ماهيت واهداف موضوع «نقش فعاليت هاي کشاورزي در توسعه روستايي» و درارتباط با آزمون فرضيه هاي تحقيق، روش توصيفي- تحليلي است. لذا در جهت تبيين فرضيات ابتدا از روش تحقيق توصيفي با هدف توصيف عيني، واقعي ومنظم خصوصيات يعني آنچه که هست استفاده شده است. آنگاه در مرحله بعدکه مشتمل بر آزمون فرضيات است از روش تحليلي استفاده شده است.
روش موردي يا زمينه اي نيز به بعد مکان يعني انتخاب دهستان سردارآباد برمي گردد. بنابراين با توجه به اهداف تحقيق ابتدا در سطح آمار توصيفي از طريق سامان دهي اطلاعات وتلفيق داده هاي کمي وکيفي آنها را طبقه بندي کرده و به منظور اثبات يا رد فرضيه ها در سطح استنباطي از آزمون هاي آماري استفاده خواهد شد.
يافته ها
براي آزمون اين فرضيه درآمد 311 کشاورز دهستان سردارآباد که فاقد صنايع تبديلي وتکميلي کشاورزي هستند با 311 کشاورز دهستان ديگري که داراي اين صنايع مي باشند مقايسه شده است و به همين منظور از آزمون t براي گروه هاي مستقل استفاده شده است. با توجه به اينکه مقدار t محاسبه شده(214/1) با درجه آزادي(620) در سطح 025/0 معنادار شده است بنابراين فرض H0 رد مي شود وفرض خلاف پذيرفته مي شود، يعني اطلاعات بدست آمده گوياي آن است که فقدان صنايع تبديلي وابسته به بخش کشاورزي در سطح روستاهاي منطقه در عدم بازاريابي مناسب براي محصولات کشاورزي ودر نتيجه کاهش اشتغال ودر آمد روستاييان نقش مهمي دارد.
جدول1:نتايج آزمون،T براي مقايسه ميانگين درآمد دو جامعه
|
T |
df |
Sig(2-tailed) |
|
214/1 |
620 |
025/0 |
منبع: اطلاعات مستخرج از پايانامه
بخش کشاورزي از عوامل مهم کمک به رشد اقتصادي است. موقعيت اقتصادي هر سرزمين، وابسته به کارکرد بخش هاي اقتصادي آن سرزمين( کشاورزي، صنعت وخدمات) است. اين کارکرد در پرتو بهينه قدرت توليدي سرزمين شکل مي گيرد. امکان آن وجود داردکه هر سرزميني در زمينه اي خاص، از قدرت توليدي مناسب وپرتوان برخوردار باشد. لذا توجه به توان توليدي وکارکرد آن، زمينه هاي مناسبي را براي بهره برداري هاي اقتصادي به وجود مي آورد(مطيعي لنگرودي،1381،81).
در خصوص تبيين وضعيت بخش کشاورزي در اقتصاد دهستان سردارآباد مي توان اشاره نمود که حدود55 درصد از جمعيت شاغل دهستان در گروه فعاليت هاي بخش کشاورزي است. از سوي ديگر سلامت وامنيت غذايي مردم نيز به موقعيت بخش کشاورزي بستگي دارد.
بخش کشاورزي به عنوان يکي از بخش هاي مهم در فرايند توليد، همواره جايگاه ويژه اي در اقتصاد دهستان سردارآباد داشته است. به ويژه پس از وقوع جنگ تحميلي که منجر به رکود اقتصادي در منطقه گرديد، توجه به بخش کشاورزي وفرآورده هاي آن به عنوان يک عامل مهم در رشد وتوسعه اقتصادي معطوف گرديد به گونه اي که در دهه هفتاد ارتباط بين نقش توسعه اي کشاورزي و رشد اقتصادي مورد توجه دولت وبرنامه ريزان قرار گرفت. با توجه به اين که دهستان سردارآباد داراي پتانسيل بالقوه منابع طبيعي وتنوع آب وهوايي مي باشد، بخش کشاورزي مي تواند نقش واهميت فوق العاده اي در فرايند توسعة اقتصادي اين منطقه داشته باشد.
بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد براي ايجاد يک شغل در بخش کشاورزي نياز به 40 ميليون ريال سرمايه گذاري است. در حالي که براي ايجاد يک شغل در بخش صنايع کوچک و روستايي 50 ميليون ريال و در بخش خدمات به 130 ميليون ريال سرمايه گذاري نياز مي باشد. علاوه بر اين، به ازاي هر شغل ايجاد شده در زمينه توليد گندم، چغندر قند، نيشکر، چوب و... 4/1 شغل تبعي در بخش هاي صنايع وخدمات ايجاد مي گردد(مطيعي لنگرودي،1383،ص83). بنابراين با توجه به کمبود سرمايه در کشور ونيز در دهستان سردارآباد کشاورزي قدرت آن را دارد که با سرمايه کم تر تعداد شغل بيشتري را ايجاد نمايد، هر چند که سالانه تعداد بسياري از جمعيت روستايي به ويژه جوانان براي دسترسي به کار وفعاليت به سوي مناطق شهري کشيده مي شوند، ولي واقعيت آن است که تعداد بسياري از اين افراد نتوانسته اند شغل مناسبي را در شهر کسب کنند. لذا عمدتاً به مشاغلي مبادرت مي ورزند که در ايجاد تورم ورکود اقتصادي موثر است. علاوه بر ايجاد اشتغال مناسب از طريق کشاورزي، اين بخش مي تواند عامل اصلي فقرزدايي به خصوص در مناطق روستايي، تأمين امنيت وايجاد صنايع تبديلي در دهستان باشد.
همچنين بستر طبيعي وجغرافيايي دهستان سردارآباد از ويژگي هاي منحصر به فردي بهره مند است که از نظر منابع طبيعي وامکانات بالقوه ثروتي خدادادي ونهفته دارا بوده و مي تواند بيشتر از آن چيزي که هست منشاء تحول وتوسعه در منطقه باشد. اين فضا بستري مناسب براي توسعه پايدار محسوب مي شود. امروزه بيش از پيش آشکار شده است که کشاورزي پايدار تر مي تواند فوايد اقتصادي، زيست محيطي واجتماعي را در بر داشته باشد.
چنان که برنامه ايي مدون واصولي در جهت توسعه پايدار کشاورزي دهستان سردارآباد تدوين گردد، اين منطقه در آينده به يکي از قطب هاي کشاورزي منطقه تبديل خواهد شد.به طور کلي بهره گيري از توانمندي ها وظرفيت هاي بخش کشاورزي مي تواند اين دهستان را در اهداف توسعه اي خويش ياري نمايد.
نتيجه گيري
کشاورزي دهستان سردارآباد به رغم وجود منابع قابل توجه، به دليل وجود ضعف هايي در امور زير بنايي، وسعت کشاورزي سنتي، سطح نازل دانش وفن نو کشاورزي و... علي رغم توانمندي هاي قابل توجه تنها قسمت محدودي از منابع واستعدادهاي طبيعي را مورد بهره برداري قرار مي دهد.
در حال حاضر در اين دهستان بخش کشاورزي با مشکل بازدهي کم توليدي وسرمايه گذاري ناکافي مواجه است، قسمت عمده تکنولوژي مورد استفاده فرسوده وکم بازده است. عدم ارتباط منسجم ميان کشاورزي ورشد وتوسعه صنعتي به اين دو بخش اقتصادي پر اهميت ضربه مهمي وارد مي آورد. اما با توجه به اين محدوديت ها با نگرش به توان هاي بخش کشاورزي دهستان، اين مهم استنباط مي شود که پتانسيل هاي انساني وطبيعي دهستان که در اين پايان نامه مورد بررسي قرار گرفت به عنوان قوه محرکه اي در راه رسيدن به اهداف توسعه اي اين بخش عمل خواهد نمود.
منابع
1. وهابي، اصغر؛ ، اطلاعات سياسي اقتصادي، شماره هاي 187 و188، 1382.
2. مطيعي لنگرودي، سيد حسن؛ جغرافياي اقتصادي ايران(کشاورزي)، انتشارات جهاد دانشگاهي، 1381
3. عسگري، منصور؛ تجزيه وتحليل نقش بخش کشاورزي در اقتصاد ايران، نخستين همايش کشاورزي وتوسعه ملي، وزارت جهاد کشاورزي،1383.
4. زاهدي، محمد جواد؛ توسعه و نابرابري، انتشارات مازيار، 1385.
5. ملکي، بهنام؛ توسعه اقتصادي و برنامه ريزي مباني نظري و کاربردي، انتشارات دانشگاه آزاد واحد جنوب تهران، 1385.
6. طالب، مهدي؛ جامعه شناسي روستايي(ابعاد تغيير و توسعه در جامعه روستايي ايران)، انتشارات دانشگاه تهران،1384.
7. بانک جهاني، راهبرد توسعه روستايي، مرکز پژوهش هاي اقتصاد کشاورزي وزارت جهاد کشاورزي، 1384.
8. OECD,(2003), main, trend and issues in rural regions